ميرزا محمد على وفا زواره اى

161

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

شهريارى چون تو كى ديده است بر اورنگ شرع * شهريارى بَر فلك تا مهر انور يافته آسمان در بحر ژرف فيض بىپايان تو * خويش را مانند مرغابى شناور يافته پيش درياى صِلاتت رشحه‌اى از قطره است * هر عطايى كانورى در عهد سنجر يافته رشتهء نظم مديحت را براى زيب خويش * رونق اندر گردن جان ، عقد گوهر يافته و له ايضا فى القصيدة قوام شرع محمّد ، نظام ملّت و دين * سمى قبلهء پنجم ، امام با اعزاز شهى كه روح امين مىكند ز عرش برين * پى طواف به اطراف كوى او پرواز عصا به دست گرفته كليم وادى طور * براى آنكه بيارايدش صفوف نماز عروس مهر گذارد به خاك راهش روى * به هر صباح كه آيد برون ز حجلهء ناز چنان ز صيت سخا پر نموده عالم را * كه بر زبان كسى نيست نام حاجت و آز به هر صباح و مسا ، صد چو حاتم طايى * ستاده بر درِ وى ، همچو سائلان به نياز